جوک {قسمت سوم}
يه جوجه مي ره پارتي، وقتي برمي گرده، مي گه: جيکس، جيکس!!! .
يه روز به خره مي گن: گوش هات چه قدر درازه،
خره مي گه: آخه هر خوشگلي يک عيبي داره! .
يه مارمولک ميره مشهدوميشه مشمولک
بزرگ ميشه ميشه مشمول ميبرندش سربازي:) .
به غضنفر مي گن: چرا ترک شدي؟ مي گه از دزدي که بهتره .
يه روز يه مَرده مي ره ساندويچ فروشي، مي گه: آقا يه ساندويچ همبرگر بدين ولي گوجه نذارين.
ساندويج فروشي يه مي گه: ببخشيد آقا ما که گوجه نداريم، مي خواين خيارشور نذارم!!! .
يه قورباغه قرص انرژي زا مي خوره، کرال پشت مي ره!!! .
يه روز چراغ علي مي ره کربلا، بعد که برمي گرده، بهش مي گن: کله چراغ ( لوستر ) .
چند نفر مي رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط هاي راه هي مي گفت: چ چ چ چ .
گروه ميرسه بالاي كوه, مي خواستند چادر بزنند, سرپرست ميگه:
چ چ چادر يادم رفت!!!ميگن اي بابا بايد برگرديم پايين, توي راه برگشت سرپرست همش مي گفته: ش ش ش ش .
خلاصه مي رسند پايين و مي بينند كه چادر نيست.
از هم مي پرسند چادرها كو؟
ميگه ش ش ش شوخي كردم!!!!! .
بزرگترین آرزوی یه جوجه تیغی اینه که یکی محکم بغلش کنه.
به تركه ميگن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون .
يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسي تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقي ) برده بهشت !!! .
جبرئيل ميره پيشه ترکه ميگه يه آرزو کن تا برات براورده کنم
ميگه ميخوام خدا رو ببينم جبرئيل ميگه خدا رو که نميشه ديد يه آرزو ديگه کن
ميگه پس منو آدم کن جبرئيل ميگه بيا بيا بريم خدا رو نشونت بدم.
یه بار یه تهرانی وارد اصفهان میشه از یه اصفهانیه می پرسه :آقا این طرفا دستشویی کجاست؟
اصفهانیه می گه: ته این خیابون زیر یه رستوران پله ها رو بگیر برو پائین.
تهرانیه می گه :ممنون آخه یه بدهی به اصفهانیها دارم می خوام بدمو بیام.
اصفهانیه که می بینه رودست خورد در جواب می گه:ندادی هم ندادی دادا تا ته بخور یه آب هم روش .
به یه اصفهانی می گن بایاماهاجمله بساز:!!!!!!! می گه:شماها خسیسین یاماها .
یه روز یه تهرانی به یه اصفهانی میگه راست میگند اصفهانیا به خراشون میگند آمو؟
اصفهانیه هم خیلی خونسرد میگه آره آمو .
به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس.
تلوزيون داشته گل خداداد رو به استراليا نشون ميداده تركه نگاه ميكرده.دوسه باركه صحنه آهسته رونشون ميده تركه شاكي ميشه/ميگه :حالا انقدر نشون ميده تا دروازه بان بگيردش .
تركا ميان يه شعر بسازن كه فارسا رو مسخره كنن، ميگن: تركا گل پسرن فارسا تركِ خرن .
تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بودا ؟؟؟!!!! .
يك تركه اسلحه ميزاره رو سرش و شليك ميكنه بعد از يك ساعت ميميره . از دكتر ميپرسن چرا بعد از يك ساعت مرد . ميگه آخه تيره داشته دنبال مغزش ميگشته .
از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه : آخه اون وقت به ما ميگفتن بچه تهرون! .
به تركه ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه ۲ تا ، مي پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش! .
تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين! .
موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟ .
بچهاي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف ميزنيم بيا گوش كن. آن وقت ميفهمي فرقش چيه! .
اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است! .
تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده! .
تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد! .
تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟! .
اصفهانیه و تهرانیه و عربه نشسته بودن سر میز سفارش چای میدن. طرف چای رو میاره. تهرانیه بر میداره میبینه توی چای یه مگسه. میگه اه اه و چایی رو میریزه دور. عربه چای ور میداره و مگسو از توی چای در میاره و میندازه اون ور و چای رو میخوره.
آقا اصفهانیه بر میداره مگسه رو میبینه و میگیرتش و درش میاره و میزنه تو سر مگسه و میگه:یالا زود باش هر چی خوردی تف کن، یالا..... .
اصفهانیه اکس میخوره میره جلو تاکسی میشینه دو نفر رو حساب میکنه.
به ترکه میگن ناراحت نمیشید این قدر براتون جک میسازن
میگه اینا برای شما جکه ولی برای ما خاطره ست.
ترکه شب عروسی میره توحنجله بعد از نیم ساعت می یاد بیرون دست خواهر عروس را می گیره و می بره تو حنجله.می گند :هو چه خبرته، می گه من 2میلیون خرج عروسیم شده امشب کاره همتونا می سازم.
ترکه میره درس میخونه بعد از چندین سال تحصیل قاضی میشه یه پرونده میدن بهش میگن حکم چیه ؟
میگه؟ گشنیز .
از بابت قبلی تا جایی که تونستم ظاهرش را درست کردم.
به ترکه میگند آمریکا می خواد حمله کنه، می گه خاک بر سرمون شد ....حالا آرنولد را چی کار کنیم .
میگن ترکه پدر و مادرش رو میگشه!
دادگاهیش میکنن میگن چرا اونا رو کشتی؟
میگه بعد از 30 سال به رابطه کثیف اونا پی بردم.
جوايز قرض الحسنه بسيجيان :
99 تسبيح 99 دانه اى به 100 نفر...
100 عدد جانماز به 99 نفر...
200 متر چپيه به 400نفر (هر نفر نيم متر)...
هر 5 ميليمتر ريش در هر روز يك امتيازآخرين !!
مهلت تا پايان هفته بسيج .
اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند .
حالا برعکس:
یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور
1 نوشته شده توسط
فرشاد |
لينک ثابت | كل بازديد ها از اين پست :
|